آثار دیگر از این شاعر مذخرف قرن حاظر را با عنوان "دیوس بچه" رو باز بینی میکنیم :
دیوس بچه
دیوس* بچه ای با شوق پرواز
همی زاییده شد در شهر شیراز
نیش آن دیوس بچه همیشه باز باز
گر باز نمیشد به زور میکردتش باز

در سالیانی گردید و شد جانور باز*
شد سگ باز ، کفتر باز ، مارمولک باز
بگا رقتند جانوران از دست ایشان
قافیه ای یافت نشد در وصف ایشان
روزگاران روزگار چرخید و چرخید
گنده شد بچه در جایش نشاشید
گردید خانه شان بسیار کلنگی
در آن دوران سیگار کشید و شد مفنگی*
کک زد ، کراک زد ، سیگاری* بار کرد
با این حرکت دل بابا رو شاد کرد
مامانی همیشه فحشش میدادش
بابای گوسفندش افتخار میکرد به نافش
دیگر خود خسته شد از روزگارش
روزگار دیگر نبود بر حال و کامش
روزی خشگل دختری او را خر کرد
پسرک گوله رفت کمپ و ترک کرد
دیگر بس است من حال ندارم
که این شروبرها رو بر هم بیارم
گرچه شعرهای ما چرت و پرت است
ولی نظر دادن به ما بانی خیر است
پس بگردانید ما را اندکی دل گرم
یا لااقل فحش برنهید ما را به تخمم
واژه ها :
دیوس : فحش ناموسی بسیار رکیک که هنوز خودم هم معنی دقیقی از آن ندارم
جانور باز : یعنی شخصیت بسیار محترمی که با حیوانات بازی میکند . مثلا اگر عزیزی با سگ بازی کند ، لقب سگ باز به او خطاب میشود
مفنگی : اصطلاح مفنگی به عزیزانی اطلاق میگردد که تریاک مصرف میکنند. اما جدیدا این اصلاح پیشرفت کرده و کلا به هر کسی که مواد مصرف میکند اطلاق میشود
سیگاری : همان حشیش ( یا گرس یا ماری جوانا) است که جوانان امروزی از آن به عنوان سیگاری یاد میکنند.
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 | توسط:
ریچی | |
نظرات()